رنگــین‌کـلـآم                                           می‌رسد روزی به دست مستحق
     خُـرده‌کـلـآمهای ســعید                                                               جان من! ننویس غیر از حرف حق
Thursday, May 08, 2008
بازی با احساسات، تا بیخ!
شامگاه دیروز هیئت دولت در شیراز جلسه داشت. در این جلسه و در مهمترین مصوبه‌ی ثبت‌شده‌ی رسانه‌ای (از تقسیم‌بندیهای جدید مصوبات است) قرار شد لایحه مبارزه با خشکسالی به مجلس ارائه شود تا با تصویب نمایندگان از فردا صبح خشکسالی بشود ترسالی، بلکه دولت محترم تا عصرش مشکل مسکن و تورم و گرانی و تولید و بیکاری و اعتیاد و بفیه‌ی جوجه‌مشکل‌ها را جمع و جور کند تا از پس فردا اول صبح بپردازد به ادامه رسیدگی به مشکلات جهان، اگر چشم‌اش نزنند بدخواهان.

هیئت دولت در جلسه‌ی دیشب مصوبه‌ی شفاهی و غیررسانه‌ای هم داشت: به گزارش عقل! در مهمترین مصوبه‌ی شفاهی و غیررسانه‌ای، با توجه به صحبتهای یک شیر پاک خورده، و با ارائه سرنیزه‌های مخصوص که در محل انفجار شیراز بدست آمده بود، بازی یهویی عوض شد و طرح بانو جنی (در فیلم امپراتور دریا) بسرعت تصویب و اجرا شد؛ "پنج تا شش" نفر که بعبارتی می‌کند 30 نفر با هشت کیلو سرنیزه دستگیر شدند. سر دسته‌شان موقع فرار از مرز با مدارک تروریستی دستگیر شد. همگی‌‌شان در دم اعتراف کردند به "کشورهای غربی بخصوص انگلستان و امریکا" و گل‌بلستان و جاریکا و ... وابسته‌اند و قرار شد تروریست‌ها بزودی در محل انفجار اعدام شوند.
و از همه جالب‌تر اعلام شد؛ دروغهای قبلی، و بازی با احساسات مردم و بخصوص احساسات خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحین، و بی‌اعتبار کردن مراکز رسمی، فقط و فقط برای دستگیر کردن چند آدمکش‌ مزدور صورت گرفته!

 تتمه آبروی مراکز رسمی با متولیان‌شان. کاش مدعیان ارزش‌ها (با فرض صحت ادعا و محاسبه‌ی هزینه و دستاورد) پاسخ می‌دادند که؛ دستگیری و اعدام چند آشغال‌ با ارزش‌تر است یا بازی با احساسات یک ملت!؟

Monday, April 28, 2008
دوشنبه
جالبه! همیشه خبرهای خوش روزهای دوشنبه‌ بدستم می‌رسه؛

دوشنبه؛ روز خوش، روز طلایی
نمی‌دانم چه‌ها گویم خدایی

همی دانم که در ایام هفته
نبینم خوشتر از روز دوشنبه

Saturday, April 26, 2008
چرا به مجلس می‌روم؟
به بهانه تکمیل ظرفیت صندلیهای مجلس:

من به مجلس می‌روم، با کَلَک، دوز و ریا
تا بگیرم زانتیا، جان! تا بگیرم زانتیا

من به مجلس می‌روم، با دوپینگ از آن بالا
تا بسازم خانه را، ما هم شوم از اغنیا

من به مجلس می‌روم، با غلام و سق سیا
تا بگیرم چند سهمی عمده از فولادیا

من به مجلس می‌روم با یَک اصول و با ادا
تا بسازم کشوری خوشگل مثال زامبیا!

من به مجلس می‌روم، گوشم به فرمان یا ندا
این یکی را جمله بر جا، دیگری جمعاً به پا

من به مجلس می‌روم تا لم دهَم بر صندلی
خنده‌ای هم گاه‌گاهی بر رخ مش‌ممدلی (-:

ای عزیزان ما که رفتیم در جوار کبریا
عاشقم بر آنکه میخوابد به روی بوریا!

Friday, April 18, 2008
همه می‌نالند
پیر می‌نالد
جوان می‌نالد
عروس پشت پرده هم می‌نالد!