رنگـین‌کـلـآم                                        می‌رسد روزی به دست مستحق
            خُـرده‌کـلـآمهای سعید                                                       جان من! ننویس غیر از حرف حق
باورت میشه یا نه ؟

فکر می‌كنم جز تعدادي كوهنورد، ماجراجو و احياناً زمين‌شناس افراد ديگري از تنها آتشفشان ايران ديدن نكرده باشند. آتشفشاني نيمه‌فعال بر فراز قله‌ي تفتان واقع در استان سيستان و ‌بلوچستان.
البته مشكلات ارزي و زماني آنقدر زياد است كه دل و دماغي براي ديدن شگفتي‌ها نمي‌ماند ولي اين دليل نمي‌شود كه آرزوي ديدن يك آتشفشان آنهم در كشور خودمان برآورده نشود هر چند كه براي فرار از دغدغه‌هاي جانفرسا، دود و دم، برنامه‌هاي مسخره‌ي تلويزيون، مطالب روزنامه‌ها و ... هر از گاهي بايد به كوه، جنگل و يا بيابان زد. بگذريم
وقتي به زاهدان رسيدي به سمت شهرخاش برو . نرسيده به خاش اگر به سمت چپ يا همان شرق نگاه كني كوه تفتان را مي‌بيني و اگر هوا صاف باشد بر فراز قله ابرهاي زرد مي‌بيني كه همان غبار گوگرد است كه از دهانه‌هاي آتشفشان خارج شده است.
براي فتح قله مي‌تواني از مسيرهاي مختلف صعود كني ولي كوهنوردان عمدتاً از مسير غربي مي‌روند چون سر سبز و داراي پناهگاه و آب شيرين است و البته كمي سخت‌تر.
وقتي به قله رسيدي حفره‌هايي را مي‌بيني كه غبارهاي زرد رنگ گوگرد از آنها خارج مي‌شود و صدايي هم شبيه كوره‌هاي نانوايي از كوه شنيده مي‌شود . عظمت اين آتشفشان را زماني درك مي‌كني كه از قله به داخل دره جنوبي بروي. انبوهي از حفره‌ها، غبار و صداها كه احساس خاصي حاكي از ترس و غرور را القا مي‌كند. ترس از بابت بلعيده شدن توسط اين اژدها و غرور به جهت قدم‌زدن روي دهان اژدها
باورت ميشه يا نه؟
اين احساس خاص را فقط در قله‌ي تفتان مي‌تواني تجربه كني و بس.
موقع برگشت هم آتشفشان تمام دغدغه‌ها، بدبختي‌ها و... را از تو مي‌گيرد تا در قلب گداخته‌اش جاي دهد و تو را همچون قاصدكي سبكبال و شاد فرود مي‌آورد و تو در همان حال متوجه مي‌شوي كه چرا اين قلب گداخته مهجور مانده است؟
بالاخره اين آتشفشان هم طاقتي دارد؟