رنگـین‌کـلـآم                                        می‌رسد روزی به دست مستحق
            خُـرده‌کـلـآمهای سعید                                                       جان من! ننویس غیر از حرف حق
ﺁسمون غصه داره
ﺁسمون یه عالمه غصه داره
اشکاشو نمی‌تونه نیگر داره

زمین از اشکای دل، خسته شده
درو بسته، اشکا پیوسته شده

داره از سقف اتاق آب می‌چکه
یا خود خدا!

شرافت قضایی!
شرافت قضایی: ﺁن‌ست که قاضی از برای کشف حقیقت، در اولین جلسه‌ی دادگاه توپد به خوانده، و در دومین جلسه‌‌ توپد به خواهان. و این روند ﺁنقدر ادامه دهد تا  سنبه‌ها‌ی طرفین تا بیخ بر قاضی ﺁشکار گردد. پس قاضی، سنبه‌ی طرفین در ترازوی عدالت قرار دهد و هر که را سنبه‌اش سنگین‌تر و پرزرورتر باشد حاکم گرداند. والسّـــلام.
پدر، مادر، شما متهمید!
• پدر، مادر، شما متهمید! چون بدون برنامه و هدف، مرا پس انداختید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون در 5 سالگی وقتی ندانسته عکس فلان شاه را
در کوچه پاره کردم و بهمین دلیل از همسایه‌ی ژاندارم‌مان سیلی خوردم، نه
تنها از من حمایت نکردید که کار ظالم را تأیید کردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون وقتی پنیر بلغاری را به دیوار ‌کوبیدم و
یا وقتی که پاکت شیر را با پا ترکاندم، تشویق‌م کردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون اوائل انقلاب وقتی بچه‌تان عکس
نایب‌الامام را در ماه ندید مسخره‌ش کردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون هنگام موشک‌باران شهرها، مرا به جای امن و
ﺁرام نبردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون بجای پرداختن به متون و فنون مرا با
حاشیه‌ها سرگرم کردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون دمکراسی و حقوق بشر را از خانه شروع نکردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون کتابِ «پدر، مادر، ما متهمیم» را از دستم
نگرفتید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون شرایط خوب دیدن، خوب شنیدن و خوب فهمیدن
را زودتر برایم فراهم نکردید.
• پدر، مادر، شما متهمید! چون ....
• پدر، مادر، شما متهمید! چون پدر و مادر هستید و سازنده‌ی یک نسل از
تاریخ ایران.
گفتگوی کره‌خر و بزغاله
کره‌خری در دهِ مرجان خاله
زاده شده از خری هفتاد ساله

خوش قد و بالا و کمی پُر چانه
به هر کی خر نیست، می‌گه: «هی بزغاله!»

مثل فشنگ تند می‌دوه کره خر!
با همه ناکس می‌ذاره سربه‌سر

مرغ و خروس، توله‌سگ‌و گوساله
شاکی‌ان از دستِ گُل ﺁلاله!

عصری در ﺁغل‌خانه‌ی خان‌‌خاله
گیر داد بود به ساحَت مقدّس بزغاله:

×××

شنیدستم که مع‌مع کرده‌ای دوش
ننه‌م بشنیده این را با دو تا گوش

خدا مرگت دهد تا شاد گردم
ز دست مع مع‌ا‌ت آزاد گردم

«جوابش داد: کای حیوان دربند!»
«چرا از مرگ من هستی تو خرسند؟»


«علاجی کن که دیگر خر نباشی»
«کشیدن بار را در خور نباشی»

و گرنه تا تو عرعر می‌کنی ساز
چه من، چه هر بزی، مع‌‌مع کند باز (-:

قابل توجه مسئولان!
رفسنجانی: مسئولان اجازه بر باد رفتن منافع کشور بر اثر حرفهای نسنجیده را ندهند.(ایسنا)
رئیس شرکت ایران‌ول (سهامی خاص): اطاعت می‌شه، رئیس بزرگ!