رنگـین‌کـلـآم                                        می‌رسد روزی به دست مستحق
            خُـرده‌کـلـآمهای سعید                                                       جان من! ننویس غیر از حرف حق
حكايت ناقص منو و برات
یکی از بزرگان اهل رباط ............ حکایت کند از منوچ و برات!
از آن بیغ‌مردان عقل و سواد ....... سرایندگان عدالت و داد
از آن حافظان غنیّ مواد ............ که گیرند دُرّها ز آبِ نبات!
از آنها که در بوق و کرنا تک‌اند .... نبينم كه با «پخ» به صحرا رم‌اند!؟
...... (بقيه‌ش سر فرصت)

علي لاريجاني در يک مصاحبه زنده با راديو فرانسه، اعلام کرد ايران آماده است تا هر ضمانتي بدهد که از فن‌آوري هسته‌اي به طور نظامي استفاده نخواهد کرد. لاريجاني در اين مصاحبه چند ساعته ضمن برشماري لايه‌هاي مختلف پرونده اتمي ايران، تاکيد کرد که "اگر کشوري يک مختصر عقلي داشته باشد، هيچگاه در چارچوب آژانس و ان. پي.تي به دنبال بمب اتمي نمي‌رود."
متن اين مصاحبه به شرح زير است:
1- اولين سؤالم از شما اين است که در يک چنين شرايط استثنايي، به چه دليل پذيرفتيد تا امروز به طور مستقيم به سؤالات ما پاسخ دهيد؟ آيا دليل شما براي پذيرفتن اين مصاحبه توجيه سياسي دارد؟تشکر مي‌کنم از شما و از اينکه زحمت کشيديد و به ايران تشريف آورديد. دلايل زيادي دارد که من در خدمت شما هستم. اولاً در دنياي دموکراتيک امروز مردم حق دارند تا حقايق را به درستي بشناسند و رسانه‌هاي گروهي مخصوصاً راديو و تلويزيون نقش زيادي دارند. من چون خودم سال‌ها مسؤوليت اين رسانه‌ها را داشتم، قدر اين رسانه‌ها را خوب مي‌شناسم. مسأله اتمي ايران به حق يا به ناحق موضوع مهمي در دنياي امروز شده و اين سه لايه دارد: اولاً يک لايه واقعي دارد، يک لايه رسانه‌اي دارد و يک لايه سياسي و ديپلماتيک دارد و اينها لزوماً يکي نيست، ولي مردم حق دارند که از لابلاي آن حق را بشناسند.
2- ببخشيد، نکته‌اي را مي‌خواستم اشاره کنم. زماني که مدير يک بانک مرکزي بزرگ سخن مي‌گويد، همان لحظه مي‌بينيم که مراکز مالي و اقتصادي نسبت به سخنان ايراد شده توسط او عکس‌العمل نشان مي‌دهند. و اکنون نيز که شما براي ما از برنامه هسته‌اي صحبت مي‌کنيد، تمامي مراکز سياسي و ديپلماتيک جهان نيز مسلماً نسبت به اين اظهارات عکس‌العمل نشان خواهند داد. در نتيجه، مسؤوليت خاص و فوق العاده‌اي به دنبال اين اظهارات براي پرونده اتمي ايران به وجود خواهد آمد.همين طور است. من مي‌خواهم براي شما يک مقدار اين لايه‌هاي مختلف را شرح بدهم. لايه واقعي مسأله هسته‌اي ايران، برخلاف اين تبليغاتي که مي‌کنند، در چارچوب آژانس و NPT است. ما دنبال انرژي صلح آميز هستيم و برخلاف تبليغات، به دنبال بمب نيستيم. به همين دليل ما NPT را پذيرفتيم و نظامات بين‌المللي را در اين زمينه قبول داريم. ما در مسأله هسته‌اي، يک کشور مسؤوليت پذير هستيم. اما در لايه تبليغاتي که من اين روزها در غرب مي‌بينم، فلش قضيه به اين سمت است که ما به دنبال تسليحات مي‌رويم. اين واقعي نيست. من فکر مي‌کنم اگر کشوري يک مختصر عقلي داشته باشد، هيچ گاه در چارچوب آژانس و NPT به دنبال بمب نمي‌رود. چون وقتي بازرس‌هاي آژانس هستند، دوربين‌هاي آژانس هستند، کسي بمب نمي‌سازد.
داشتن بمب و تاثير منطقه‌اي
3- براي اينکه اين موضوع بيشتر مشخص شود، آيا پيمان منع گسترش [براي شما] معني دارد؟ منظورم اين است که تقريباً همه بمب دارند، پاکستان بمب دارد، هند، کره شمالي و اسراييل همگي بمب دارند. حال چرا ايران، با توجه به اينکه به دنبال ثبات خود در منطقه نيز هست، نمي‌خواهد بمب داشته باشد؟اين اشکال معاهده NPT است که نتوانسته خلع سلاح را انجام دهد. همه کشورهايي که شما نام برديد، NPT را نپذيرفتند. ما NPT را پذيرفتيم و در چارچوب آژانس و نظارت‌هاي آن، اين کار را انجام مي‌دهيم. و چرا ما به دنبال بمب نيستيم؟ چون امروز اين بمب نيست که مي‌تواند نقش منطقه‌اي يک کشور را مشخص کند. خيلي از اين کشورهايي که شما نام برديد، بمب دارند ولي نقش مهم منطقه‌اي ندارند. نقش منطقه‌اي به پارامترهاي مختلفي مربوط است که امروز، روزي نيست که بمب در آن خيلي تأثير داشته باشد. اما لايه سياسي را هم اگر اجازه بدهيد، توضيح مي‌دهم. سياسيون [اروپايي] يک حرفي به رسانه‌ها مي‌زنند و يک حرفي به ما مي‌زنند. حرف‌هاي رسانه‌هاي آنها را کاري ندارم، اما آن حرف‌هايي که در جلسات خصوصي به ما مي‌زنند، حرف‌هاي خوبي نيست. آنها مي‌گويند شما نبايد به دانش هسته‌اي دسترسي پيدا کنيد. اين براي کشوري مثل ايران که از يک سابقه تمدني بالا برخوردار است، حرف خوبي نيست. و اگر بناست که يک نظام بين‌المللي بر فن‌آوري هسته‌اي حاکم باشد، نبايد به ازاي هر کشور يک ضابطه خاص گذاشت. اين يک آنارشيسم است. نبايد بگويند که يک کشور دانش هسته‌اي نبايد داشته باشد. خيلي از کشورها هستند که دانش هسته‌اي دارند، ولي به دنبال بمب نيستند مانند برزيل، ژاپن و خيلي از کشورهاي اروپايي. ما مي‌خواهيم جزو اين اردوگاه باشيم.
4- نظر شما درخصوص نگراني و حالت تدافعي دولت اسراييل چيست؟ شما گفتيد که خواست سياسي جمهوري اسلامي، صرفاً دستيابي به نيروي اتمي صلح‌آميز است، ولي ظاهراً هنوز موفق نشده‌ايد دولت اسراييل را در اين رابطه متقاعد کنيد؟من بعيد مي‌دانم بتوانيم اسراييل را متقاعد کنيم. علتش اين است که اسراييل يک کشور دردسرساز در جهان است. 50 سال مي‌شود که اسراييل مرتباً مسأله براي اين منطقه ساخته است. امروز آنها مسأله اتمي را مطرح مي‌کنند و جالب اينجاست که بدانيد اسراييل با داشتن 200 کلاهک هسته‌اي در مورد مسأله اتمي ما حرف مي‌زند. من فقط بايد تأسف بخورم که کشوري که سالهاست بمب اتم دارد، امروز دم از عمليات نظامي مي‌زند.بايد به طور قاطع به شما بگويم که يکي از مسايلي که هنوز نتوانسته‌ايم در حل مشکل اتمي ايران با اروپا به توافقي برسيم، همين لابي صهيونيست‌هاست که اجازه اين کار را نمي‌دهد. ما فکر مي‌کرديم اروپايي‌ها از ظرفيت خوبي براي حل اين مسأله برخوردارند. دو کشور را با هم مقايسه کنيد و خودتان قضاوت کنيد. ما فن‌آوري هسته‌اي را زيرنظر آژانس با NPT  مي‌خواهيم، ولي اسراييل NPT را نپذيرفته و عضو آژانس هم نيست. ما بمب اتم نداريم، اسراييل بيش از 200 کلاهک اتم دارد. حالا اسراييل نسبت به ما نگران است. خودتان قضاوت کنيد.
5- شما گفتيد اسراييل تعداد زيادي کلاهک اتمي دارد. حال در برابر اسراييل که هميشه در ايران به عنوان دشمن شناخته شده، آيا شما بدون بمب مانده‌ايد؟ آيا امروز جمهوري اسلامي ايران در مقابل زرادخانه هاي اشباع شده اسراييل، شکلي صلح آميز به خود گرفته است؟مشکل اسراييل با بمب اتم حل نمي‌شود. ما اين را خوب مي‌فهميم. اسراييل بايد به دموکراسي تن بدهد. اگر واقعيت را مي‌خواهد، بايد قبول کند که همه فلسطيني‌ها در يک رأي گيري دموکراتيک مشارکت کنند. اگر امريکايي‌ها هم در طرح خاورميانه بزرگ دنبال دموکراسي در منطقه هستند، بايد اين ايده را بپذيرند. نگراني اسراييل اين است که اگر تن به دموکراسي بدهد، امکان دارد نتيجه‌اي شبيه به حماس در انتخابات پيدا کند. لذا دنبال درگيري و نزاع‌هاي تصنعي در دنياست. خودش را زير بحث اتمي ايران مخفي کرده است.
6- شما مي‌گوييد دنبال بمب نيستيد. آيا درصورت عدم توافق با قدرت‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل، قادر خواهيد بود دستيابي به فن‌آوري هسته‌اي يا مسأله غني‌سازي را تحقق ببخشيد؟ و اگر در اين شورا به توافق نرسيد، چه ضمانت‌هايي را حاضريد بدهيد که از اين انرژي چه به طور نظامي و چه غيرنظامي استفاده نمي‌کنيد؟
من فکر مي‌کنم که بهترين تضمين اين است که نظارت آژانس وجود داشته باشد. دوربين‌هاي آژانس حضور داشته باشند. بازرس‌ها حضور داشته باشند. الآن که ما با شما صحبت مي‌کنيم، بازرس‌هاي آژانس در مراکز اتمي ما هستند. هر فرمول ديگري نيز وجود داشته باشد، ما مخالف نيستيم. اگر مشکل اين است، قابل حل است.
7- آيا پيشنهادي در اين زمينه داريد؟بله، پيشنهادهاي متنوعي وجود دارد. اما اگر مشکل چيز ديگري باشد که در بعضي از جلسات خصوصي، بعضي از اروپايي‌ها به ما گفته‌اند، که "ما نمي‌خواهيم ايران به دانش هسته‌اي برسد"، اين را نمي‌توانيم حل کنيم. اين حرف، زور است. اما اگر نگراني آن است که شما مي‌گوييد، خُب اين قابل حل است. يک روش آن، نظارت‌هاي آژانس است. ما همه گونه نظارت را قبول داريم. اگر آنها اين را بپذيرند، ما پروتکل الحاقي را براي تصويب به مجلس مي‌بريم. راه‌هاي ديگري هم هست. بعضي از دانشمندان امريکايي و انگليسي يک طرحي را ارائه کرده‌اند که نوعي دستگاه‌هاي سانتريفوژ باشد که در يک درجه پايين بتواند غني سازي کند. ما در اين هم حرفي نداريم تا روشن شود که ما به دنبال بمب نيستيم. باز يک راه ديگر هم وجود دارد. کشورهاي ديگري در بخش فن‌آوري هسته‌اي ما مشارکت کنند. ما درون يک کنسرسيوم با مشارکت آنها کار مي‌کنيم. ما در اين زمينه هم حرفي نداريم. و راه‌هاي ديگر. ما اگر بخواهيم در عالم سياست يک معضل را حل کنيم، راه زياد وجود دارد. مگر اينکه حرف اصلي را نزنيم، آن وقت حل نمي‌شود.
کشوري "مسووليت‌پذير" هستيم
8- اگر در بدترين حالت فرض کنيم که اين مسأله حل نشد و اگر فرض کنيم که کشورهاي غربي زور مي‌گويند، آيا ايران از سلاح نفت استفاده خواهد کرد؟ ديروز در روزنامه تهران تايمز نوشته شده بود که "بلوکه کردن تنگه هرمز چه عواقبي درپي خواهد داشت." حال با توجه به اين نکات، آيا ايران از سلاح نفت استفاده خواهد کرد؟ما اصلاً با اين روش‌ها موافق نيستيم. ما با روش‌هايي که آرامش بين‌المللي و صلح و امنيت بين‌المللي را بر هم مي‌زند موافق نيستيم. ما به يک رفتار مسالمت‌آميز با کشورهاي غربي و ساير کشورها اعتقاد داريم. ما يک کشور مسؤوليت پذير هستيم و نمي‌خواهيم از هر ابزاري براي هر کاري استفاده کنيم. لذا ما پيشقدم اين رفتار نيستيم، اما اگر آنها رفتاري انجام دهند و شرايط منطقه را عوض کنند، ممکن است تأثيراتي بگذارد.
9- نظر شما درمورد اظهارات آقاي فيليپ دوست بلازي، وزير امور خارجه فرانسه که گفت ايران يک برنامه اتمي نظامي و مخفي را دنبال مي‌کند" چيست؟ آيا او صرفاً اظهارات تند آقاي احمدي‌نژاد را شنيده و سخنان شما را نشنيده است؟ آيا دو برداشت متفاوت از اين مسأله وجود دارد؟برداشت آقاي دوست بلازي نه از زبان من است، نه از زبان آقاي احمدي‌نژاد. من ضمن اينکه براي ايشان خيلي احترام قائل هستم، نمي‌دانم چرا از اين حرف‌ها مي‌زنند. من باور ندارم که موضع آقاي احمدي‌نژاد در مسأله اتمي خيلي تأثير داشته باشد. چون زماني که آقاي خاتمي بودند و به تعبير ايشان بحث گفتگوي تمدن‌ها مطرح بود، باز همين مشکل را ما داشتيم. يعني اتحاديه اروپا مي‌گفت براي اينکه خيال من راحت باشد، شما هيچي نداشته باشيد. ممکن است اين بحث در رسانه‌ها تأثير گذاشته باشد، اما در بين ديپلمات‌ها اين طور نيست.من متأسفم که آقاي دوست بلازي چنين چيزي گفته‌اند. فکر مي‌کنم فرانسوي‌ها از يک جايگاه خوب در ايران برخوردارند. شما اگر در خيابان‌ها برويد، مردم نسبت به انگليس و امريکا حساس هستند، اما نسبت به فرانسوي‌ها سمپاتي دارند. من اگر جاي ايشان بودم، به جاي گفتن اينگونه حرف‌ها که ديگران هم مي‌زنند، وزن فرانسه را براي حل اين مسأله به کار مي‌بردم.
10- به موضوع خوبي اشاره کرديد. آيا شما انتظار داريد که در موضع اتحاديه اروپا، فرانسه عاملي شود تا مذاکرات شما ازسر گرفته شود يا احتمالاً يک پروتکل ديگر الحاق شود؟ببينيد، پيچيده کردن مسأله کار سختي نيست، اما حل آن عقل و تدبير مي‌خواهد. ديپلمات‌ها به جاي اينکه حرفهاي تند بزنند، بايد دنبال راه حل باشند. من قطعاً براي فرانسه نقش خوب قائلم و فکر مي‌کنم توانمندي دارد تا به صحنه بيايد، اما نه با اين حرف‌ها. من فکر مي‌کنم اتحاديه اروپا مي‌تواند موضع خوبي داشته باشد. ما نبايد حرفهايي را که امريکايي‌ها مي‌زنند، از زبان اتحاديه اروپا بشنويم. آنها را خودمان مي‌شنويم. اروپا احتياج دارد که جايگاه خودش را داشته باشد. ما براي حل مسأله آمادگي داريم. اما نبايد حرفهاي کهنه گذشته را دوباره مطرح کرد. امروز همه در شرايط جديدي هستند.براي حل اين مسأله، بهترین راه اين نيست که نصف صورت مسأله را پاک کنيم. بايد همه صورت مسأله را ديد، بعد حل کرد. حرف نو مي‌خواهد. ما آمادگي داريم که با کشورهايي مثل اتحاديه اروپا، به خصوص سه قدرت اروپايي، به راه حل برسيم. ولي نبايد با زبان تهديد با ما صحبت کنند. ما سه سال با اروپا مذاکره داشتيم. سه سال تأسيسات هسته‌اي خود را تعليق کرديم. گفتند مي‌خواهيم اعتماد پيدا کنيم. اما هميشه براي حل مسأله از زبان تهديد شوراي امنيت استفاده مي‌کردند. زبان مان را عوض کنيم، اين مسأله قابل حل است. صورت مسأله اين است: ايران در چارچوب آژانس تکنولوژي اتمي صلح آميز مي‌خواهد. اگر اتحاديه اروپا اين حق را براي ايران قائل است، مسأله قابل حل است.
11- در خصوص زبان و شيوه مذاکره و در رابطه با سخنان آقاي احمدي‌نژاد پيرامون نابودي اسراييل و افسانه دانستن هولوکاست، به نظر شما آيا نبايد چنين اظهاراتي که به واقع غيرقابل قبول است ايراد نشود، آن هم از زبان رييس جمهور يک کشور حامي برنامه صلح آميز هسته‌اي؟ آيا نبايد يک چنين زبان خشونتي ازبين برود؟ ببينيد سياست جمهوري اسلامي يک بحث است، اظهار نظر افراد يک بحث ديگر. سياست جمهوري اسلامي در مسأله فلسطين يک راه حل دموکراتيک است. ما اعتقاد داريم که مردم فلسطين، يهودي، مسيحي و مسلمان در يک رأي گيري مشارکت کنند. حالا سئوال من اين است: اگر موضع جمهوري اسلامي اين است، چرا اسراييل به آن تن مي‌دهد؟ چرا اتحاديه اروپا کمک نمي‌کند تا اين مسأله به يک شيوه دموکراتيک حل بشود؟ وقتي به اين رفتارها پاسخ درستي نمي‌دهيد، بازتاب‌هاي ديگري پيدا مي‌کند.
12- آن طور که متوجه شده‌ايم، ايران براي رسيدن به يک مصالحه در پرونده اتمي تنها روي اتحاديه اروپا حساب مي‌کند و به هيچ وجه راضي به مصالحه با امريکا نيست. ولي چيزي که عجيب است، اين است که سه سال پيش اتحاديه اروپا به ايران پيشنهادهاي بسيار خوبي ارائه داد که در آن رسيدن به مصالحه در تمامي زمينه‌هاي بين‌المللي لحاظ شده بود: پيشرفت ارتباطات اقتصادي، سياسي، تکنولوژيک و ديپلماتيک در تمامي زمينه‌ها که واقعاً براي ايران سودآور است. چرا از موقعيت به خوبي استفاده نمي‌کنيد؟اين مسأله توضيح دارد. طرحي که اروپايي‌ها به ما دادند، روي ميز من است. اگر شما آن را خوانديد و قبول کرديد که اين راه حل است، من هم حرف شما را قبول دارم. راه حل اروپا در اين طرح اين است که ما فنآوري اتمي نداشته باشيم. سؤال من اين است که پس چه چيزي را حل کرديد؟ ما که براي همکاري ديگري با اروپا صحبت نمي‌کرديم، براي فنآوري اتمي صحبت مي‌کرديم.اجازه بدهيد در چند نکته اين مسأله را عرض کنم. اولاً ما با هر کشوري، غير از اسراييل، که فن‌آوري ايران را در زمينه اتمي قبول داشته باشد، مذاکره مي‌کنيم و محدوديت هم وجود ندارد. به شرطي که حق ايران را در فنآوري اتمي بپذيرند. نکته دوم اين است که ما فنآوري اتمي صلح‌آميز زير نظر آژانس و در چارچوب NPT را دنبال مي‌کنيم. نکته سوم اين است که اتحاديه اروپا براي ما وزن خوبي براي حل اين مشکل دارد و فکر مي‌کنيم که در زمينه فنآوري هسته‌اي با اروپايي‌ها مي‌توانيم برنامه دراز مدت داشته باشيم. ما در گذشته نيز اين همکاري را داشته‌ايم، منتهي با ما خوب برخود نشد. مثلاً بنا بود شرکت زيمنس سايت بوشهر را بسازد. چرا نساختند؟ فرانسوي‌ها بنا بود نيروگاه دارخويين را بسازند. چرا نساختند؟ ما در شرکت اورديپ فرانسه 10 درصد مشارکت داريم. 35 سال است که شريک هستيم، از زمان شاه. شما سؤال کنيد ببينيد آيا يک گرم اورانيوم به ما داده اند؟ يک دلار سود به ما داده اند؟ ما به اينگونه رفتارها بي اعتماديم. اين رآکتور اتمي را که در تهران است، امريکايي‌ها ساختند، و بنا بود سوخت آن را به ما بدهند. با ما قرارداد بستند و پول آن را هم گرفتند. اما سوخت که به ما ندادند هيچ، پولش را هم خوردند.
اينها دلايلي بود که ما مجبور شديم خودمان به سمت تکنولوژي اتمي برويم. اگر در دنياي امروز کشوري يک مختصر عقلي داشته باشد، سوخت اتمي خودش را به کشور ديگري مربوط و وابسته نمي‌کند. ولي اگر در دنيا يک نظام بين‌المللي به وجود بيايد که سوخت اتمي را براي همه توليد کند، ما نيز حاضريم سوخت را از آن بخريم. اما امروز يک چنين شرايطي موجود نيست.
احمدي نژاد همه چيز را خراب کرد
]در اين قسمت مصاحبه، خبرنگار راديو فرانسه در تهران از تغييرات ايران سخن گفت و بخش هايي از نظريات جوانان را پخش کرد. وي اظهار داشت: چيزي که اين روزها در ايران بسيار برايم جالب توجه بوده اين است که بيش از 60 درصد از جمعيت ايران را جوانان تشکيل مي دهند و به همين دليل در خيابان هاي تهران يک پويايي خاص به چشم مي خورد. همچنين در سال هاي اخير جامعه ايران پيشرفتهاي بسيار کرده: سازمانهاي غيردولتي بسياري تأسيس شده که روي مسايل و مشکلات روز مانند اعدام، حقوق کودکان، زندانيان سياسي و ... فعاليت دارند.
با چند دانشجوي رشته زبان فرانسه به عنوان نمايندگان جامعه ايران صحبت کرده ايم تا نظرشان را درباره هر دو دور انتخابات اخير بدانيم و فهميديم که در دور دوم علاقه زيادي به شرکت در انتخابات نداشته اند، درحالي که والدين آنها بنا به دلايل اجتماعي به احمدي نژاد رأي داده اند.
سؤالم از اين دانشجويان اين بوده که در زمان رييس جمهور اصلاح طلب خاتمي، جوانان چه انتظاراتي داشته اند و آيا اکنون اين انتظارات فرق کرده است؟ پاسخ آنها چنين بود:خاتمي در دوران رياست جمهوري خود، تصوير ايران را در تمامي جهان بهبود بخشيده بود، ولي احمدي نژاد همه چيز را خراب کرد. در دين ما اسلام، البته اسلام واقعي و نه آن اسلامي که دولت ما به نمايش گذاشته، انسان بايد به همه کس با هر ايده اي احترام بگذارد، مسيحيان، يهوديان، مسلمانان و حتي اشخاصي که به خدا اعتقاد ندارند.خاتمي همواره از آزادي، آزادي بيان، آزادي در حجاب و روابط اجتماعي سخن مي گفت. آن طور که خاطرم است يک زن حق نداشت تا در خيابان غذا بخورد، حق نداشت تا در ملأعام صحبت کند. حتي خاطرم است گاهي که پدرم فراموش مي کرد کارت شناسايي اش را همراه داشته باشد، مي گفت حالا اگر ما را در خيابان بگيرند، چطور ثابت کنم که تو دخترم هستي؟ واقعاً براي کشوري که درحال وارد شدن به دنياي مدرن است، يک چنين مسايلي غيرقابل تحمل است. به همين دليل بود که ما خاتمي را انتخاب کرديم و به همين دليل بود که اجازه انتخاب او را داديم. البته اينها همه فقط در حد حرف بود و به او اجازه ندادند تا کارهايي را که قول داده بود، به انجام برساند. ولي به هرحال خاتمي خيلي چيزها را عوض کرد. به عنوان مثال موقعيت پسر و دختر را در ايران بهتر کرد، چيزي که در دوره رفسنجاني واقعاً فجيع بود. در آن دوران جرأت نمي کرديم با دوست مان در خيابان قدم بزنيم. اکنون نيز تصور مي کنيم وضعيت دوره قبل از خاتمي دوباره خواهد آمد و داريم به سمت عقب مي رويم. ما و حتي والدين ما از وضعيت کنوني نااميد شده ايم، چون واقعاً نمي خواستيم وضع اين طور شود.[
جمع کردن اين جمعيت ساده نيست
خبرنگار راديو فرانسه پس از پخش نظريات اين جوان ايراني، از لاريجاني پرسيد:
13- آقاي لاريجاني، صحبت هاي اين دانشجويان و نااميدي آنها را از گشايش آقاي خاتمي شنيديم. آيا جمهوري اسلامي از تمامي اين مسايل چشم پوشي مي‌کند؟من در سؤال قبلي هم توضيح دادم. جمهوري اسلامي يک حکومت مردم سالار است. دموکراسي در تفکر شيعي يک بحث ريشه‌دار است و با آدم‌هايي که بيايند و بروند، تغيير نمي‌کند. شايد غربي‌ها يک مقدار تفکر شيعي را درست نمي‌شناسند. چندي پيش يکي از صاحب نظران امريکايي به عنوان يک ژورناليست به ايران آمده بود و من به او توصيه کردم که تفکر شيعي را دقيق‌تر بشناسد. اشتباه نکنيد که اسلام را از زبان مستشرقين صهيونيستي بشناسيد. البته در دوره‌هاي مختلف شرايط ما مي‌تواند کمي متفاوت باشد.اما چند نکته اينجا هست. من فکر نمي‌کنم که شما نشاط مردم در 22 بهمن را نفي کنيد. اختلاف نظر زياد است، اما در فن‌آوري هسته‌اي اختلاف نظر خيلي وجود ندارد. ميليون‌ها نفر در ايران آمدند و تظاهرات کردند. آيا براي شما ساده است که يک چنين جمعيتي را جمع کنيد؟ من قبول دارم که اختلاف نظر وجود دارد، ولي در رابطه با فن‌آوري هسته‌اي، حتي ايراني که مقيم امريکاست نيز، اختلاف نظر ندارد.
نکته دوم اين است که ايران علاقه‌مند است تا مسير را براي روابط مسالمت‌آميز بين‌المللي هرچه بيشتر هموار کند. ما به نظم بين‌المللي اعتقاد داريم، اما نه يک جانبه و به نفع امريکا. بايد نظم واقعي بين‌المللي را بپذيريم و بنا نيست يکي ارباب باشد بقيه نوکر. چرا امريکايي‌ها در عراق موفق نبودند؟ به خاطر همين رفتار.مردم عراق مردم رشيدي هستند. نمي‌خواهند صدام برود و يک قدرت بدتري بيايد تا در زندان‌هاي ابوغريب آن افتضاح را به وجود آورد. اين يعني برهم زدن امنيت و صلح بين‌المللي. اگر کسي مي‌خواهد امنيت بين‌المللي را به وجود آورد، صلح و آرامش بين‌المللي را به وجود آورد، بايد به ديگران احترام بگذارد. اين رفتار امريکايي‌ها باعث واکنش شد. شما برويد در همين کشورهايي که همه دوست امريکا هستند ببينيد فضاي افکار عمومي نسبت به امريکا چگونه است. الآن تصور عمومي، شيعه، سني، يهودي، مسيحي که در منطقه هست، اين است که امريکا يک کشور دردسرساز است. اين وضع خوبي براي امريکا نيست. رفتارش را بايد عوض کند.
متن کامل اين گفت‌وگو را مي‌توان از طريق آدرس زير پي گرفت.http://www.radiofrance.fr/chaines/france-inter01/speciales/2006/iran/index.php
(منبع سايت ROOZONLINE )
  1. بومرنگ

  2. کمبود و گرانی شدید نمک / مهمترین موضوع داخلی روسیه

  3. آمار حضور روحانیون در صدا و سیما

  4. حداد عادل: آماده هر تضمین عینی هستیم.

  5. آلمان و جام جهانی فوتبال از نگاه ناخدا!

  6. استقبال ایران از "غنی‌سازی در ابعاد کوچک" در خاک خود

  7. تکذیب خودکشی الهام افروتن در زندان

  8. پارلمان جدید فلسطینی افتتاح شد.